ساراسارا، تا این لحظه: 17 سال و 5 روز سن داره

سارا عزيز مامان و بابا

سارا خانوم و ببینید

  این هم یکسری دیگه از عکس های ایشون توی آتلیه   براتون بگم که من هر موقع مشتری دارم سارا خانوم بعد از اینکه آنها رفتند تشریف میارن پایین و می گن :   مامان از من و عکس بنداز دیگه بذار بخوبم ازم عکس بنداز یا اینکه می گه با آئینه ازم عکس بنداز                           ...
25 تير 1391

ژست های زیبای سارایی

  سارا خانوم رفته به آتلیه مامان و دستور دادند که ازشون عکس گرفته بشه ، اونم به هر شکلی که خودشون خواستن . مامان هم گوش به فرمان سارا خانوم حالا عکس های ایشون رو ببینید و حالشو ببرید .         اگر از عکسهای سارا جون خوشتون اومد و تمایل به دیدن ادامه آنها را دارید وارد ادامه مطلب شوید و عکس ها را ببینید... ..... بقیه در ادامه مطلب .....   حالا اینجا بقیه عکس های سارا جون من و ببینید و اگر دوست داشتید نظر بدهید خوسحال می شوم.   مامان حالا ایندوری عکس از من بنداز   مامان ایندوری هم خوبه صبر کن بلند بشم   آهان حالا ...
25 تير 1391

سخنان حضرت علی (ع)

امام مهدی(عج) من بقیه الله (باقیمانده حجت های خدا) در زمینم و از دشمنان او انتقام می گیرم.   حضرت علی (ع) یاد خدا موجب موفقیت در کارها و روشنایی درون می شود.   از فرمایشات امیر مومنان علی (ع) بدترین آفت خرد،خودبزرگ بینی است.   ...
17 تير 1391

سارا خانوم خانوما

  سارا خانوم خیلی شیطون شدی و هر روز بیشتر روز بعد داری شیطون تر می شی خانوم خانوما آنقدر اذیت می کنی که که دیگه تمام اعصاب من و بهم ریختی و دیگه نمی تونه شیطنت هاتو تحمل کنم   خانومی سعی کن دختر خوب و با ادبی باشی عزیزم این کارا درست نیست بذار تا برات یک شب و تعریف کنم یک روز از صبح داشتی اذیت می کردی آنقدر که من فقط رو آورده بودم به کتک زدن شما و بعدش هم می شستم و گریه می کردم. ناراحت می شدم از اینکه دستم رو به روت دراز کردم   خلاصه تا اینکه شب شد و خواستیم بخوبیم دوباره هر کاری که کردم شما نمی خوابیدی همش بلند می شدی و چراغ ها رو روشن می کردی و منم باید صبح می رفتم سرکار خلاصه یکبار که بلند شدی و چراغ و خاموش و رو...
11 تير 1391

يك شب وحشتناك

سلام سارا خانوم اگه بدوني ديشب چه كارهايي انجام دادي خودت از خودت مي ترسي بذار تا برات بگم همش لجبازي و زبون درازي مي كردي نمي دونم چرا آنقدر بدي كردي كه حسابي من و بابا رو عصباني كرده بودي سارا خانوم آخه اين كار چيه كه مي كني بايد شب ساعت 9 تا 10 ديگه بگيري بخوابي حالا بذار تا ديشب و برات بگم  آنقدر اذيت كرده بودي كه من با شما قهر بعدش رفتم جا براي خودم انداختم و گرفتم خوابيدم تقريباً ساعت 12 شب بود بعد بابا هم گرفت خوابيد ولي شما اصلاً همش چراغ ها رو مي رفتي روشن مي كردي و من و بابا دعوات مي كرديم ولي اصلاً حرف به گوش شما نمي رفت كه نمي رفت دوباره بلند مي شدي و مي رفتي و روشن مي كردي خلاصه بالاخره راضي شدي كه خاموش باشه و...
5 تير 1391

تولد امام حسين (ع)

  تولد امام حسین (ع)   به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومین فرزند برومند حضرت على و فاطمه، كه درود خدا بر ایشان باد، در خانه‏ ى وحى و ولایت، چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص) رسید، به خانه‏ ى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء  را فرمود تا كودكش را بیاورد.اسماء او را در پارچه‏ اى سپید پیچید و خدمت رسول اكرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت. به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحى الهى، جبرئیل، فرود آمد و گفت: سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا، این نوزاد را به نام ‏پسر كوچك هارون‏ «شبیر» كه به عربى‏«...
3 تير 1391

عيد مبعث

  پيشاپيش عيد بزرگ مبعث را به تمام مان و باباها و كودكان عزيزشان تبريك مي گويم عيدتان مبارككككككككككك       یا محمّد با کتاب آسمانی آمدی                            یا محمّد با پیام مهربانی آمدی      دین تو راه نجات از ظلمت است                                راه دوری از گناه و نکبت است  ...
27 خرداد 1391